رخداد خوب

همه هاج و واج همدیگر را نگاه می کردند هنوز باورشان نشده بود که چه اتفاقی افتاده در دلشان منتظر بودند تا یک نفر سر صحبت را باز کند تا همه احساستشان را بروز دهند نمی دانم چرا کسی جرات جرقه اول را نداشت شاید از قبل چیز هایی در ذهنشان بود که آنها را می ترساند تا اینکه یک نفر گفت بلا الاخره چیزی که می خواستیم شد آقای روحانی رئیس جمهور شد همین حرف کافی بود تا درد دل همه باز شود و هر کس از طرف خودش مطالبی را بیان کند یکی می گفت اتفاق خوبی است بالاخره فهمیدند که مردم چی می خواهند ف یکی می گفت کاش قول هایی که به مردم داده اند را بهش عمل کنند یکی دیگر می گفت جامعه به ثبات نیاز دارد ُ آن یکی می گفت صداقت و عمل می خواهیم از بس در این چند سال آمار های دروغ و الکی شنیده ایم خسته شده ایم اگر صداقت برگردد خوب می شود ُ هر کس آمده شعاعری داده بعد کوله بارش را ژر کرده رفته خدا کند که این یک نفر اینطور نباشد خلاصه هر کس از هر جا که می شد سخن می گفت یکی انتظاراتش را می گفت دیگری دل نگرانی های خود را مطرح می کرد . من تنها چیزی که فکر می کردم این بود که بالاخره دوره افراطی گری تمام شده و مردم باید رو به سوی اعتدال بروند تا با کمک مردم مشکلات حل شود و به این فکر می کردم که حدود  حداقل ۶۰ درصد جمعیت در طول ۸ سال نادیده گرفته شده اند و هیچ نقشی در تصمیم گیر یها نداشته اند که از این ۶۰ درصد چه متفکران و نوابغی حذف شده اند و تمام سرمایه های ملی ما که نیروی انسانی آن است نادیده گرفته شده است . در اینجا بود که با صدای بلند گفتم خدا را شکر ملت به آرامش رسیدند

انشا اله این خوشی ادامه ژیدا کند و به حاشیه نرود .  الهی آمین

خبرهای مترو

خیلی وقته در مورد وضعیت مترو در تهران مطلبی نمی نویسم ولی امروز باز هم هوس کردم که اینکار را بکنم چون خبر اضافه شدن به واگنهای قطار خیلی وقته که داده شده و از اول ممهر ماه هم این قطارها به خطوط اضافه شده اند ولی هیچ تاثیری در راحتی مسافران مشاهده نشده است بلکه هر روز شلوغ تر از روز قبل شده است به طوریکه دیگر جای نفس کشیدن نیست .

روش نگهداری کلم بروکلی

روش نگهداری کلم بروکلی

کلم بروکلی یکی از سبزیجاتی هست که بدلیل داشتن خواص زیاد برای جلوگیری از انواع سرطان مصرف آن در خانواده ها مورد توجه قرار گرفته است . ولی نگهداری آن با مشکلاتی از قبیل زود زرد شدن و پلاسیدگی مواجه است همچنین شستشوی آن هم سخت می باشد با توجه به اینکه خواص درمانی آن زمانی که پخته است افزایش پیدا می کند لذل این روش می تواند هم برای نگهداری و هم برای افزایش خواص آن موثر باشد .

روش کار :

ابتدا کلم ها را به صورت درشت پرپر کرده سپس  یک قابلمه آب را روی اجاق گاز گذاشته بعد از به جوش آمدن آب کلم ها را که قبلا پرپر کرده بودیم در داخل آب جوش ریخته بعد از 5 الی 10 ثانیه که در داخل آب جوش ماند  آنرا داخل سبد ریخته بلافاصله آب سرد را روی آن باز می کنیم بعد از صاف شدن آب کلم ها و خنک شدن آن آنرا داخل کیسه فریزر گذاشته در یخچال می گذاریم با این روش  کلم بروکلی  به مدت یک هفته قابل نگهداری است بدون اینکه رنگ آن زرد یا خراب شود . بدین ترتیب استفاده از کلم بروکلی در تهیه انواع سالاد و غذا خیلی راحت تر خواهد شد

کم کم یاد خواهی گرفت

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست

و

رفاقت ،اطمینان خاطر

و

یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و

هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند.

کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

و

یاد می‌گیری که خیلی ارزشمندی.

 

www.dordone.com   عکس های فوق العاده زیبا از چهره های فانتزی


قوی زیبا

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا  بمیرد


شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد


در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد


گروهی بر آنند که این مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد؟؟ آنجا بمیرد

 

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد


من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم  که قویی به صحرا بمیرد


چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد


تو دریای من بودی، آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


 


مسافر بلخ

مسافري در شهر بلخ جماعتي را ديد كه مردي زنده را در تابوت انداخته و به سوي گورستان مي‌برند و آن بيچاره مرتب داد و فرياد مي‌زند و خدا و پيغمبر را به شهادت مي‌گيرد كه والله، بالله من زنده‌ام! چطور مي‌خواهيد مرا به خاك بسپاريد؟
اما چند ملا كه پشت سر تابوت هستند، بي توجه به حال و احوال او رو به مردم كرده ومي‌گويند: پدرسوخته ي ملعون دروغ مي‌‌گويد. مُرده.
مسافر حيرت زده حكايت را پرسيد. گفتند: اين مرد فاسق و تاجري ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پيش كه به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضي بلخ شهادت دادند كه ُمرده و قاضي نيز به مرگ او گواهي داد. پس يكي از مقدسين شهر زنش را گرفت و يكي ديگر اموالش را تصاحب كرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعاي حيات مي كند. حال آنكه ادعاي مردي فاسق در برابر گواهي چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمي‌افتد. اين است كه به حكم قاضي به قبرستانش مي‌بريم، زيرا كه دفن ميّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جايز
نيست.
........................
برگرفته از کتاب " کوچه " -- احمد شاملو
Inline image 1

پاییز

یه حس ناب 
بوی پاییز میاد
پاییز رو دوست دارم
پاییز  فصل قدم زدنه
فصل فکورانه قدم زدن
فصل قدم زدن های شانه به شانه
فصل شیشه های بخارگرفته
فصل بیقراری و عاشقی
با اومدنش قند تو دلم آب میشه و تو دلم شوری بپا میشه که نگو...
پاییز فصلیه که حس مشترک خیلی از آدم هاست
عاشق پاییزم عاشق رنگ برگ درخت هاش
عاشق پارک های خلوت و خیس بارونش
عاشق نیمکت های خالی و سکوت پاییزی
بیقرار پاییزم و بوی بارونش
برای چای خوردن در هوای تو
برای مهربانی دست های تو
برای سرخی گونه هات
برای اینکه خودم باشم و خودت...
کاش پاییز امسال خاص باشه !
 
 


مسافري در شهر بلخ جماعتي را ديد كه مردي زنده را در تابوت انداخته و به سوي گورستان مي‌برند و آن بيچاره مرتب داد و فرياد مي‌زند و خدا و پيغمبر را به شهادت مي‌گيرد كه والله، بالله من زنده‌ام! چطور مي‌خواهيد مرا به خاك بسپاريد؟
اما چند ملا كه پشت سر تابوت هستند، بي توجه به حال و احوال او رو به مردم كرده ومي‌گويند: پدرسوخته ي ملعون دروغ مي‌‌گويد. مُرده.
مسافر حيرت زده حكايت را پرسيد. گفتند: اين مرد فاسق و تاجري ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پيش كه به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضي بلخ شهادت دادند كه ُمرده و قاضي نيز به مرگ او گواهي داد. پس يكي از مقدسين شهر زنش را گرفت و يكي ديگر اموالش را تصاحب كرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعاي حيات مي كند. حال آنكه ادعاي مردي فاسق در برابر گواهي چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمي‌افتد. اين است كه به حكم قاضي به قبرستانش مي‌بريم، زيرا كه دفن ميّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جايز
نيست.
........................
برگرفته از کتاب " کوچه " -- احمد شاملو
Inline image 1

دلم گرم خداوندی ست  

دلم گرم خداوندی ست  
 
 چه زیبا خالقی دارم
 دلم گرم است می دانم
 که فردا باز خورشیدی
 میان آسمان ، چون نور می آید
  


 شبی می خواندم .... با مهر
 سحر می راندم ..... با ناز

 چه بخشنده خدای عاشقی دارم
 که می خواند مرا ، با آنکه میداند
                                            گنه کارم

 اگر رخ بر بتابانم
 دوباره  می نشید بر سر راهم
 دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش
 که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست

 چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
 دلم گرم است می دانم ، که می داند
 بدونِ لطف او ، تنهای تنهایم
 اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ،
                                                 اما
 
 دلم گرم است ، می دانم  
 خدای من ، خدایی خوب می داند
 و می داند که سائل را نباید دست خالی راند

 دلم گرم خداوندی ست
 که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه می ریزد
 و با دستان مادر کاسه آبی را، برای قمری تشنه

 دلم گرم خداوند کریمِ خالق نوریست
 که گر لایق بداند
 روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور
 دلم گرم خداوند صبور و خالقِ صبریست
 که شب ها می نشیند در کنارم
 تا  که بیند می رسد آن شب
                                   که گویم عاشقش هستم؟
 
 
 خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده
 خداوندا ، مسلمانی عطایش کن

 نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را

 نبندد پای زیبای پرستو را

 نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را

 نچیند بال مینا را
 
===
 دعایش می کنم آن  عهد بشکسته

 دعایش می کنم عاشق شود بر یاکریم و هدهد و مینا

 دعایش می کنم

 آن سان دعایی  
 چون مرا با لعنت و نفرین قراری نیست


 
 
 
 تو آیا هیچ می دانی خدایم کیست ؟

 چنان با من به گرمی او سخن گوید
 که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست
 

 
 هزاران شرم باد بر من
 چنان با او به سردی راز می گویم
 که گویی من جز او  و بی گمان
                                 یکصد  خدا دارم

 
چنان با مهر می بخشد
                          که گاهی آرزوی صد گناه و توبه من دارم
 
******
 
 الا ای آنکه خواب از چشمها بردی
 تو را آرامش شب ها گوارایت
 نهال خنده مهمان لبانت

 تو  ای  با مذهب عشاق بیگانه
 برایت عاشقی را  آرزو دارم
 

 الا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح
 برای تو ،  هزار و یک شب آرام و پر لبخند ر ا
 من آرزو دارم

 تو را ای آرزویت ،  قفل بر لب ها
 برای تو ، کلید فهم معنای تفاهم 
                                        آرزو دارم

 
  تو ای با عشق بیگانه
  اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را
  تو می فهمی ، که مرگ مهربانی ،
                                         آخر دنیاست

 اگر حزن نوای بلبلی را در قفس احساس میکردی
 دگر   آواز شاد بلبلان را در قفس،  باور نمی کردی
 

 اگر ناز نگاه   آهوان دشت می دیدی
 تفنگت را شکسته ، مهربانی پیشه می کردی

 چه لذت صید مرغان رها در پهنه آبی؟
 اگر معنای آزادی ، به یاد آری
 

 نم چشمان آن آزرده دل را گر تو می دیدی
 نمازت را ادای تازه میکردی
 
 
 نمی دانم دگر باید چه می گفتم
 به در گفتم،  تمام آنچه در دل بود
    بدان امید
                      شاید بشنود دیوار

جملات قصار

 

کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست  . . .

.

.

.

یک انسان منفی به دنبال مشکل است در هر فرصت

و یک انسان مثبت به دنبال فرصت است در هر مشکل . . .

.

.

.

از فشار زندگی نترسید

به یاد داشته باشید

فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند . . .

.

.

.

همیشه اشتباهات هنگام وقوع دردناک هستند

اما سالها بعد مجموعه ای از اشتباهات همراه شماست

که شما را به موفقیت میرساند . . .

.

.

.

وقتی با مشکلات روبرو میشویم ، به خدا میگوییم چرا من ؟

اما زمانی که خوشحالی به ما روی میآورد ، صحبتی از خدا نیست

یاد بگیریم که در هر وضعیت بگوییم ” بله خدا ! خود من”

.

.

.

رسم زمانه است

اگر نرم باشی تو را له میکنند

اگر خشک باشی تو را میشکنند . . .

.

.

.

نیازی به انتقام نیست. فقط منتظر بمان

آن ها که آزارت می دهند، سرانجام به خود آسیب می زنند و اگر بخت مدد کند

خداوند اجازه می دهد تماشاگرشان باشی . . .

.

.

.

ممکن است به آرامی راه بروم اما هیچگاه به عقب راه نخوام رفت

مگر زمانی که خود را آماده پرش طول ببینم

(کارل لوئیس)

.

.

.

آیا دوست دارید برای صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

به خانه بروید و به خانوادتان عشق بورزید

(مادر ترزا)

.

.

.

یک نقطه کوچک می تواند یک جمله بزرگ را متوقف کند

اما آیا چند نقطه می تواند تداوم بدهد ؟

.

.

.

هرگز در مسیر پیموده شده گام بر ندارید

زیرا این راه تنها شما را به جایی میرساند که دیگران رسیده اند . . .

(گراهام بل)

.

.

.

خوب یا بد

مکالمه شما ، تبلیغات شماست

هر زمان که شما دهان خود را باز میکنید

اجازه خواهید داد که افراد ذهن شما را ببینند

(بروس بارتن)

.

.

.

هیچکس قفل بدون کلید نمیسازد

بنابراین خدا مشکلات را بدون راه حل قرار نداده

پس با مشکلات خود ، با اعتماد به نفس بالا برخورد کنید . . .

.

.

.

همه نگران این هستند که بچه هایشان به حرف آنها گوش نمیدهند

اما نگرانی مهمتر این است که بچه ها همیشه به تماشای شما مینشینند

.

.

.

پدرم گفت :

مردم ۲ نوع هستند

بخشنده و گیرنده

گیرنده ها بهتر میخورند

اما بخشندگان بهتر میخوابند . . .

(توماس مارلو)

.

.

.

شخصیت مانند درخت و شهرت مانند سایه است

سایه چیزی است که ما فکر میکنیم ، درخت چیزی است که واقعی است . . .

(آبراهام لینکلن)

.

.

.

یک “حقیقت مضر” همیشه بهتر از یک “دروغ مفید” است . . .

(اریک بولتون)

.

.

.

در مبارزه بین موج و صخره در ساحل دریا

موج همیشه برنده خواهد شد .

نه از طریق قدرت ، بلکه به خاطر تداوم . . .

.

.

.

هرگاه کار سختی باید انجام شود

آن را به تنبل ترین فرد واگذار میکنم

چون آسان ترین راه را برای انجام آن پیدا میکند !

(کرایسلر)

.

.

.

تظاهر به خوشبختی دردناکتر از تحمل بدبختی است . . .

.

.

.

کلمات قدرت آزار دادن شما را ندارند مگر آنکه گوینده ی کلمات

برایتان بسیار عزیز باشد . . .

.

.

.

هرگز توان گروه های وسیع آدم های احمق را دست کم نگیر . . .

.

.

.

برای نابود کردن یک فرهنگ

نیازی نیست کتابها را سوزاند

کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند . . .

.

.

.

فقط یک بار جوان هستی. اما می توانی برای همه عمر خام بمانی . . .

.

.

.

همیشه به خاطر داشته باش:

کسی در جایی به خاطر وجود تو خوشبخت است . . .

 

خبرهایی از مترو

سیستم تهویه واگن 7 یکی از قطار های  متروی خط چهار( شهید کلاهدوز – ارم )  مدتهاست خراب است که در شلوغی و ازدحام جمعیت راه نفس کشیدن هم برایمان دشوار می شود. و گرمای داخل واگن خفه کننده است . به نظر شما چه کسی باید به فکر رفع عیوب مترو باشد ؟ بارها هم اطلاع رسانی شده است ولی انگار نه انگار   

مترو

امروز 27 شهریور 1391 است . اسفند ماه سال 1389 بود که اداره ما از ساختمان مستقر در میدان فاطمی به تقاطع نواب در خیابان آزادی منتقل شد و ما مجبور شدیم برای رسیدن به محل کار هر روز از مترو استفاده نماییم و ایستگاه توحید هم محل پیاده شدنمان بود از همان تاریخ که ما به این ساختمان منتقل شدیم کارگران و تکنسین ها در داخل مترو برای راه اندازی پله برقی درب غربی مترو تلاش می کردند فکر می کردیم دیگه تا چند ماه آینده این پله برقی به بهره برداری می رسد . دو ماه گذشت ، چهار ماه گذشت و بکسال گذشت بعد از یک سال و اندی قرار شد که این پله برقی راه اندازی شود یعنی اوایل سال 1391 و همه خوشحال شدیم ولی افسوس که این خوشحالی زیاد طول نکشید چون هر روز شاهد خرابی پله برقی هستیم . و نمی دانم که دانشمندان ما با این همه پیشرفتهای علمی و فنی چرا راه اندازی یک پله برقی به طور کامل این همه طول می کشد ؟

 

 

زلزله آذربایجان

زلزله در اذربایجانشرقی در شهر های اهر   ورزقان و هریس و جان باختن تعداد زیادی  از هموطنانمان در این حادثه دل هر انسانی را آزرد ولی در این میان می بایست تعدادی از این آب گل آلود ماهی می گرفتند و هر کس که در این فکر بود می خواست در عرصه رقابت ماهیان درشتی را صید کند . کمک رسانی به این مناطق به کندی انجام می شد . مسئولین به فکر تبلیغات حضور خود در منطقه بودند. واقعا آیا اینها فکر نمی کنند که شاید روزی از این اتفاقات برای آنها بیفتد .

ضمن تسلیت این واقعه ناگوار از خداوند بزرگ صبر جمیل برای بازماندگان و شرافت و نوعدوستی برای مسئولین خواهانم.  

برگزاری اجلای یران غیر متعهد ها در تهران

۶ شهریور ۱۳۹۱ است از فردا اجلاس سران غیر متعهد ها شروع می شود از مدتها پیش همه مسئولین به تکاپو افتاده اند تا چهره ظاهری شهر را تمیز و مرتب نشان دهند ولی متاسفانه هوا را نتوانسته اند بشورند و تنمیز کنند . و کارتون خوابهای خیابان مولوی با وجود هوای گرم هم زیادتر شده اند به نظرم آنها را از بالای شهر رانده اند که پناه به پایین شهر آورده اند تا مبادا خاطر مهمانانمان از دیدن انها آزرده شود امید واریم بتوانیم از مزیت های برگزاری اجلاس به نفع کشورمان استفاده کنیم

وسایط نقلیه عمومی در تهران

تشویق و ترغیب مردم جهت استفاده از وسایط نقلیه مدتهاست که در دستور کار رسانه ها قرار گرفته است ولی هیچوقت این وسایط نقلیه سازماندهی نشده اند و مردم در نهایت بدبختی و فلاکت از این امکانات استفاده می کنند . سوار شدن به مترو در هر صبح و رسیدن به محل کار هر روز با سختی و دشواری تکرار می شود و متاسفانه هیچوقت این مشکلات آنطور که باید از رسانه ها اعلام نمی شود فقط کافیست یک نفر از مسئولین در یک صبح در وسط هفته در ایستگاه  متروی امام خمینی  یا دروازه شمیران و یا دروازه دولت حاضر شوند تا صدای داد و فریاد مسافران را که به سختی سوار یا پیاده می شوند را بشنوند تا شاید به فکر چاره بیفتند . فشار زیادی که اگر یک کم دیگر اضافه شود صدای شکستن استخوان های مردم باشدت بیشتر گوش مسئولین شنوا را نوازش خواهد داد. راستی چه می شود به جای بالا کشیدن این همه اموال بیت المال کمی هم به فکر مردم باشید تا برای رسیدن به محل کارشان این همه به سرو کول هم سوار نشوند .

هر روز صبح منظره ای که تکرا می شود فشار جمعیت است که حتی مانع پیاده شدن مسافران می شوند . آیا راهکاری ندارد که حداقل سوار و پیاده شدن را در ایستگاههای مترو ساماندهی کنیم . مثلا گذاشتن میله و ایستادن به نوبت افراد و یا جدا کردن درهای سوار و پیاده شدن مسافر . به نظرتان چقدر هزینه بر است . ویا از همه مهمتر افزایش تعداد قطار های خطوط و کاهش فاصله زمانی رفت و آمد قطار ها مخصوصا در هنگام پیک ترافیک

اختلاف حقوق کارکنان

به نظر شما چرا بین حقوق افراد اختلاف وجود دارد ؟ کاش می شد فیش های حقوقی تعدادی از کارکنان را از دستگاههای مختلف و حتی در یک دستگاه و در یک سازمان بدست آورد و اختلاف دریافتی ها را باهم مقایسه کرد آنوقت باید دنبال علتها گشت مثلا دونفر کارشناس با یک مدرک در یک اتاق باهم کار می کنند و موضوع کاریشان هم تقریبا شبیه هم یکی از اینها عضو هیات علمی است و دیگری کارشناس معمولی حتی ژست کارشناس مسئولی هم به او نداده اند هیات علمی  ۱۵۰۰هزار تومان  حقوق می گیرد و کارشناس با همان مدرک ۶۰۰ هزار تومان؟ و یا اختصاص پست های بالا تر به لیسانسها به جای فوق لیسانسها آیا به نظر شما این یک اجحاف آشکار در حق کارمندان با مدارک بالا نیست ؟ که شبانه روز زحمت کشیده اند و تحصیلات عالی کسب کرده اند؟  

کارمند ایران

سامانه کارمند ایران اقدام به ثبت نام کارکنان دولت در این سامانه نموده است تا از این طریق حقوق کارمندان واریز شود خدا کند کارمند ایران یک ارزیابی از حکم کارکنان ادارات مختلف و پست های کارکنان نیز به عمل بیاورد تا مشخص شود در کشوری که ادعای عدالت محوری و رعایت عدالت را دارد یک کارشناس با ۲۰ سال سابقه کار و مدک فوق لیسانس در سازمانهای مختلف چقدر حقوق می گیرد؟

بن کتاب کارکنان مرکز تحقیقات ف آموزش و ترویج کشاورزی

بعد از دوسال که از اعتراض کارکنان به بن ۱۰ هزار تومانی خرید کتاب انجام شد امسال مبلغ ۳۰ هزار تومان به کارکنان سازمان تحقیقات ُ آموزش و ترویج کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی اهدا شد تا با آن کتابهای تخصصی مورد نیاز خود را تامین نمایند . اتفاقی که افتاد این بود که اینها برای اینکه کارکنان از مزایای بیشتری برخوردار باشتد با کتابفروشی عقد قرار داد بستند تا کتابهایشان را با ۴۰ درصد تخفیف به کارمندان این سازمان بفروشد . چشمتان روز بد نبیند وقتی برای خرید کتاب به نمایشگاه موجود در طبقه همکف این سازمان مراجعه کردیم این کتابفروش هرچه کتاب روی دست مانده اش بود از کتاب فروشیهای میدان انقلاب جمع کرده بود و برای فروش آورده بود  کارمندان هم از سر ناچاری برای خرج کردن ۳۰ هزار تومان ترجیح داده بودند که فقط پازل بخرند و کتابهای غیر کارشناسی . آخه مجید دلبندم اگر لطف می کنی بن کتاب می دهی به شما چه ربطی دارد کی چه بخرد یا چقدر تخفیف بگیرد شما شرایط را طوری فراهم کنید که کارمند برای خرج کردن آن آزاد باشد چون واقعا در اداره وقت ندارد پازل بازی کند ؟  

متروی شهری

امروز مصادف با ۱۸ مهر ماه سال ۹۰ است . مدتی در متروی درون شهری تهران یک واگن به واگنهای ویژه بانوان اضافه شده است . الان کلا از ۷ واگن قطار ۳ واگن برای خانمها و ۴ واگن برای آقایان هست . ولی چشم تان روز بد نبیند کاش این واگن مختص خانمها نمی شد زمانی که مترو شلوغ است زنان و مردان همچین مخلوط می شوند که صد رحمت به واگن های مختلط و اگر زمانی مردی تنها بین زنان افتاده باشد آنموقع کتک و کتک کاری شروع می شود و حالا خر بیار و باقالی بار کن . واقعا نمی دانم هدف از این جدا سازی چه بوده است؟

هفته پیش سوار متروی آزادی شده بودم در ایستگاه دروازه دولت یک مردی سوار واگن خانمها شد خانمی اعتراض کرد مرد از اعتراض خانم ناراحت شد بگو مگو بالا گرفت جند زن دیگر هم به خیل معترضین پیوستند تا اینکه کار بالا گرفت مرد نگون بخت از دست زنان کتک خورد تا به ایستگاه بعدی رسید فرار را بر قرار ترجیح داد.

لباس  جدید پادشاه

لباس  جدید پادشاه

در كتابهاي درسيمان داستاني به نام لباس پادشاه بود وآن اين بود كه قرار بود خياطي براي پادشاه لباس بدوزد و گفته بود اين لباس طوري است كه حرام زاده ها توان ديدن آن را ندارند اي بود كه  هر روز خياطان مي آمدند و با حركاتي كه از خود نشان مي دادند اين طور وانمود مي كردند كه لباس را به تن پادشاه كرده اند و دارند عيب و ايرادات آن را مي گيرند پادشاه كه چيزي مشاهده نمي كرد از ترس اينكه به او نسبت حرام زاده بدهند دم بر نمي آورد  . ماهها طول كشيد تا لباس پادشاه آماده شد و مردم مشتاق ديدن لباس پادشاه . پادشاه در ميان مردم ظاهر شد ولي هيچكس لباسي بر تن او نمي ديد براي دور ماندن از نسبت حرام زاده بودن هيچكس دم بر نمي آورد و همه الكي به به و چه چه راه انداخته بودند تا اينكه كودكي لب باز كرد  و گفت پس لباس پادشاه كو . مادرش زود جلوي دهان اورا گرفت ولي ديگر كار از كار گذشته بود چرا كه  با همين يك جمله هم همه اي در بين جمعيت پيچيد كه پس لباس پادشاه كو . اين بود كه همه فهميدند كه پادشاه لباسي بر تن ندارد خياط چون كار خود را دانست زود بگريخت و از بين جمعيت فرار كرد . الان هم قضيه نان هاي ما همين شده است آقاي شاطر هي جلوي تنور خودش را مي لرزاند و بالا و پايين مي رود خميري روي پارو ميگذارد و پارو داخل تنور مي كند و در مي آورد و نان تحويل مردم مي دهد و هر روز  اين نانها را كوچكتر و كوچكتر مي شوند و روزي حواهد رسيد كه فقط حلال زاده ها نان را خواهند ديد.اگر ناني وجود داشته باشد.